۰۲ مهر ۱۳۸۷

دوست عزیزم کاوه چند بار در مورد A900 پرسیده بود. من هم بخاطر اطاعت امر اولین جایی که امروز رفتم، غرفه سونی بود.

A900station.jpg
همه برای تست و در دست گرفتن آلفا 900 جلوی غرفه مربوط به آلفا 900 تجمع کرده بودند. در کل دوربین خوش دستی است. از لحاظ منو و تنظیمات شبیه A700 است.

A900_in_hand.jpg

این هم از سنسور این دوربین که فول فریم است:

A900sensor.jpg

اما نتایج دوربین در ایزو بالا به نظر من مایوس کننده است! البته ورژن نرم افزار داخلی دوربین 1 بود، ولی به هر حال برای یک دوربین در این رده قیمت و کلاس زیاد جالب نیست. برای نمونه دو عکس زیر را از لحاظ نویز با هم مقایسه کنید.

این عکس مربوط به D700 نیکون است با برش 100% در ایزو 6400

D700.jpg


و این هم مربوط به A900 با همان شرایط فوق:


A900.jpg


نویزها آنقدر بدجورند که به نظر من از عکس حتی در سایز کوچک هم نمی‌توان استفاده کرد! اما در 3200 قابل تحمل است:

A900_3200.jpg


البته باید مشکل نرم افزاری باشد بیشتر. من فایل های Raw تست‌ها را هم دارم. بعدا میشه روشون کار کرد تا ببینیم چیزی از توش در می یاد نا نه؟!

این هم یک لنز 24-70 که از وسط نصفش کردن!

24_70sony.jpg

این هم از تست A900 سفارشی برای دوست عزیز کاوه قبادی! اتفاقات امروز را بعد از این می‌نویسم.

۰۱ مهر ۱۳۸۷

قبل از از نوشتن این بخش نمی توانم نگویم که این مطلب را یکبار نوشتم, با آب و تاب بیشتر, اما وسط کار نمی دانم دستم روی چه دکمه ای خورد که صفحه به عقب برگشت و همه چیز پرید. به همین سادگی! و واقعا دوبار­ه نوشتن یک مطلب چقدر سخت است!

از نکات قابل توجه در فتوکینای امسال, توجه ویژه به عکس است, چیزی که محصول و هدف نهایی همه این نمایشگاه و ابزار و تکنولوژی به نمایش در آمده است. در مجموعه نمایشگاه, هر جا که امکان داشته است, با قرار دادن استندهایی, عکسهایی با موضوعات مختلف, با چاپ ها و پردازش های عالی و اغلب مربوط به مسابقات یا جایزه های سالانه عکاسی مختلف, به نمایش در آمده است, همراه با بیوگرافی عکاس و اطلاعاتی مختصر در مورد عکسها.

photokina4.jpg
عکسهای مربوط به مسابقه سالانه fotocommunity


photokina5.jpg
عکسهای مربوط به مسابقه عکاسی سالانه بانک مرکزی اروپا


photokina6.jpg
عکسهای مربوط به جایزه Blende

اما از هر چه که بگذریم, از حواشی نمی توان گذشت. اول اینکه ظاهرا ابناء بشر در همه جای دنیا علاقه زیادی به انجام کارها در دقیقه نود دارد. البته عمرا به ما ایرانیها برسند, ولی خمیرمایه اصلی اش انگار در وجود همه است.

photokina7.jpg
اکثر غرفه ها هنوز کارهای انجام نشده زیادی دارند, هنوز خرت و پرت زیادی در بین راهروها وجود دارد و دکورها کامل نشده است, و شاید باورش کمی سخت باشد که چگونه باید تا فردا صبح همه این کارها انجام شود.

photokina8.jpg

اما به صورت معجزه گونه ای انجام می شود, درست است که تا فردا صبح و شاید دقایقی قبل از باز شدن نمایشگاه مجبور هستند بکوب کار کنند, اما فردا صبح وقتی به این غرفه ها نگاه می کنی انگار از چند روز پیش آماده بوده است! و این نشان از برنامه ریزی دقیق اینها دارد.

از لحاظ آماده بودن غرفه ها، البته همه در یک حد نیستند. طبق معمول ژاپنی ها از همه جلوترند و تقریبا آماده, اروپایی ها اما عقب ترند و به نظر می رسد که خود آلمانی ها بیشتر از همه کار انجام نشده دارند.


pk11.jpg

اما یک موضوع بسیار جالب این است که برای راحتی غرفه داران در جلوی سالن ها وسایل مورد نیاز برای آماده سازی یک غرفه مانند انواع چسب, پیچ, میخ و مانند آن و حتی گلدان و گل را پیش بینی کرده و به فروش می رسانند. چیزی که اگر یکبار در کار آماده سازی یک غرفه بوده باشید می دانید چقدر ارزشمند است که برای یک حلقه چسب یا چند پیچ که جاگذارده ای یا تمام شده است مجبور نباشی به بیرون نمایشگاه بروی و کلی وقتت تلف شود. این کارهایشان واقعا شبیه به خارجی هاست!


pk10.jpg

و این کارشان هم برای ما که به این چیزها عادت نداریم نابود کننده است! در جایی روی پله ها فکر می کنم آب یا مایعی مانند آن ریخته بود, و برای اینکه کسانی که عبور می کنند دچار سرخوردن یا کثیف شدن کفش یا مشکل دیگری نشوند، با گذاردن تابلو و نوار چسب به عابران تذکر داده شده بود که از آن نقطه عبور نکنند. این فقط خیس بودن زمین است, مقایسه کنید با چاله چوله های شهر ما, درست در میان راه, بدون هیچ اطلاع و تازه شاید بسیار هم مایه تفریح و خنده باشد برای ما، اگر بیچاره ای سری بخورد و مجبور شود تا دم خانه سینه خیز برود و ....

photokina9.jpg

حاشیه دیگر این که نیکون D90 که در اینجا به نمایش در آمده ساخت تایلند است، دنبال مدل ژاپنی اش نگردید!

حواشی بعدی را هم برای حفظ نسبت حواشی به اصل بعدا می نویسم, هر چند می دانم علاقه ما به حواشی صد برابر اصل است معمولا...!  از سونی هم می نویسم حتما!

۰۱ مهر ۱۳۸۷

­امروز صبح اول وقت ساعت 10:30 دقیقه! اومدم مرکز مطبوعات نمایشگاه کلن, بالاخره از قدیم گفتند سحرخیز باش تا کامروا شوی! به همین دلیل نزدیک بود کمد گیرم نیاید. به اینجا اصطلاحا Press Center می‌گویند. برای اینکه از این فضا تصوری داشته باشید، عکس‌های زیر را ببینید. یک سالن با امکانات ارتباطی، کامپیوتر، امکانات رفاهی و قفسه‌هایی که تمام شرکت‌های شرکت کننده بسته‌های تبلیغاتی و اطلاعاتی خودشان را مرتب در آن می‌گذارند و خلاصه هر چیز که برای یک خبر نگار لازم است تا بصورت آنلاین اطلاعات نمایشگاه را به گوش جهانیان بی خبر از اینجا برساند!

­photokina3.jpg­


اون بالا، جلوی اون آقاهه که دستش زیر چونه‌اش است هم جای من است, اونم لپتاب علیرضا است که من هنوز جای نیم اسپیس‌اش را یاد نگرفته‌ام کجاست و هنگام تایپ کردن هم, با تماس دستم به صفحه موسش مرتب کریسر به این طرف و آنطرف می‌پرد و در تایپ اتفاقات مضحکی می‌افتد.

photokina1.jpg


اینم قفسه‌های اطلاعاتی که هنوز همه شرکت‌ها اطلاعاتشان را تکمیل نکرده‌اند. ولی پیش تازان بسته‌هایشان را گذارده‌اند. اون جلو هم درب ورودی است که همیشه یک نفر با دقت مواظب است که به غیر از کسانی که کارت پرس دارند، کسی وارد نشود.

فردا رسما نمایشگاه برای عموم باز می‌شود. روز قبل از گشایش نمایشگاه، ورود و بازدید فقط  مخصوص اصحاب رسانه است تا بتوانند با برداشتن بسته‌های اطلاعاتی‌، خبرها و اطلاعات لازم را برای خبرگزاری‌ها و سایت‌ها ارسال نمایند. چیزی که بسیار جالب توجه است، احترام و اهمیتی است که برای خبرنگاران و کلا وابسته‌های مطبوعات قائلند. کارت خبرنگاری در اینجا، در حکم همان کارت حاکم بزرگ است که با آن ورود و دخالت در هر کاری در اینجا مجاز است. البته در هر کاری‌اش از باب اغراق بود، اما واقعا یک چیزی در همین مایه‌ها.

هنوز فرصت نکرده‌ام در خود نمایشگاه سری بزنم. به زودی با خبرهای اولیه از نمایشگاه در بخش ویژه فتوکینا سایت و مشاهدات خودمانی تر در این بخش در خدمت خواهم بود.

۳۱ شهريور ۱۳۸۷

 اگر بخواهیم انصاف به خرج دهم باید بگویم از فرودگاه امام بهتر است!! البته نه آنقدر خوب که بتوانی 5-6 ساعت خودت را در آن سرگرم کنی, ولی نقطه قوتش این است که باز اینترنت رایگان بی سیم دارد!

فروشگاه ها و شکل و شمایل آدمها, همگی غربی, اگر زبان ترکی حرف نمی زدند, انگار وسط اروپایی.

IstanbulAirport3.jpg


فروشگاه های خرید آزاد, همه از مارکهای معروف, انوع اجناس خوراکی و پوشیدنی و بوئیدنی و نوشیدنی و ... پر و پیمان. تنها چیزی که اصلا مشخص نیست اینکه این کشور اکثریتی مسلمان دارد, تنها اثری که می توان دید تابلوی مسجد است که در فرودگاه های اروپایی ندارد!

و یک فروشگاه هم به نام بازار است که صنایع دستی ترک می فروشد. رنگارنگ و جالب.

IstanbulAirport2.jpg

انواع آویزها و نظرقربانی و عروسک های دست ساز و ظروف و از این خرت و پرت ها. به دیدنش می ارزد و عکاسی از آنها نیز الگوهای تکرارشونده جالبی را می آفریند.

و این هم از سربازان عثمانی (اگر اشتباه نکنم), سبیل به سبیل در یک صف, و البته منتظر فروش!

IstanbulAirport1.jpg

حتما با خودتان فکر می کنید اینگونه وبلاگ نویسی هم از بی کاری است, حقیقتش همینطور است,  باید تا ساعت 13 به وقت اینجا خودم را طوری سرگرم کنم, می خواستم گشتی داخل شهر بزنم, گفتند باید ویزا بگیرم, ویزا را براحتی با یک کپی پاسپورت همینجا می دهند, بین 20 تا 30 دلار هم هزینه اش است, شنیده بودم اینجا تورهایی است که مسافران ترانزیت را داخل شهر می گردانند, پرسیدم, جواب قانع کننده ای نگرفتم, ترجیح دادم همینجا بمانم, تا اینکه خودم داخل شهر بروم و اضطراب جا ماندن از پرواز و ... و حمل این کیف دستی هم کار آسانی نیست!  نوشتن در اینجا سرگرمی خوبی است. شاید باز هم چیزی برای نوشتن پیدا شد.

پ.ن. با تذکر دوستمان فرید ثانی در مورد ویزا باید بگویم ممکن است اشتباه از من بوده باشد که آنجا کلی سوال کردم و آنها هم کلی جواب دادند. احتمالا برای ایرانیها ویزای ورودی لازم نباشد.

صفحه 6 از 7
صفحه قبلی |<< << < ... 5  [6]  7  >> >>| صفحه بعدی