
در دنیا نادیدههای زیادی وجود دارد که بعضا نشان دادن بعضی از آنها انسان را متعجب میکند. یکی از وجوه تمایز یک هنرمند، بخصوص هنرمندانی مانند عکاس، نقاش، کارگردان یا نویسنده، دیدن دنیا از زوایایی است که کمتر دیده شده، اما در عین حال برای دیگران آشنا و قابل فهم است. یعنی مخاطب بعد از دیدن آن، بتواند با آن براحتی ارتباط برقرار کند و موضوع برایش آشنا و قابل درک باشد، اما از عدم دقتی که تا بحال به آن موضوع داشته دچار تعجب شود یا از دیدن آن موضوع (هر چند ساده) از یک زاویه جدید، لذت ببرد.

گاهی اوقات، روزمرگیها و عادتها باعث ندیدن بسیاری از زیباییها یا حقایق سادهای میشوند که هر روز هزاران بار در اطراف ما قابل مشاهده هستند. برای یک هنرمند موفق این یک ضرورت اولیه و بسیار اساسی است که (علاوه بر دیدن معمولی) بتواند جزئیاتی را ببیند که بقیه ندیدهاند. همین نگاه نافذ، دقیق و هوشمندانه است که وجه تمایز بین هنرمندان و مردم معمولی را مشخص میکند.
در جایی میخواندم که در هر منظره که چشم ما میبیند، معمولا تنها به یک هزارم آنچه که در چشم ما به عنوان تصویر نقش میبندد توجه میکنیم. مثلا ممکن است دقایقی بادستمال مشغول تمیز کردن ساعت باشیم، اما اگر از ما بپرسند موقع تمیز کردن، ساعت چند بود، نتوانیم جواب دهیم، با این که تصویر ساعت را چندین دقیقه دیدهایم! دید یک هنرمند دقیق اینگونه نیست، یک هنرمند باید سعی کند هر آنچه را که میبیند، واقعا ببیند. نه اینکه تنها تماشا کند.
با دیدن تصاویر گالری سایت به فکرم رسید این مطالب را بنویسم. چون حد آثار بعضی از دوستان، از حد یک عکس یادگاری بالاتر نمیرود. برای عکاسی نیاز به سوژهها یا موقعیتهای عجیب و غریب نیست. قطعا سوژه و موقعیت خوب بسیار موثر است، اما همه چیز نیست. گاهی اوقات، همان عکسهای روزمره را هم میتوان با نگاهی تازه و دیدی خاص گرفت تا دیدنش لذت بخش و آموزنده باشد.
سلام.کاش زیر عکس ها توضیح کوتاهی می دادید.چون معلوم نیست از چه سوژه ای عکس گرفته اید که در طول روز ما هم میبینیم ولی توجه نمی کنیم.