یکی از عادات بد ما، این است که قدر چیزی را که داریم نمی دانیم. این مشکل در همه موارد دیده میشود. در زمینه استفاده از نخبگان جامعه در همه رشتهها، استفاده از وقت، استفاده از منابع طبیعی مانند آب و هوا، استفاده از طبیعت، استفاده از هر چیز... کلا قدرناشناسی و حیف و میل کردن و از بین بردن به بدترین وجه، جزو هنرهای ما است و بس!
نمی خواهم خیلی گسترده صحبت کنم، فعلا فقط می خواهم در مورد طبیعت بنویسم. در مورد سایر موارد هم بعدها اگر حسش بود خواهم نوشت.
ایران یکی از زیباترین و متنوعترین طبیعتها را در بین کشورها دنیا دارد. طبیعتی 4 فصل، در گسترهای بسیار وسیع، با هر نوع زیبایی و پدیدهای که فکرش را کنید. از کویر گرفته تا کوه و جنگل، همزمان از تابستان تا زمستان تا بهار تا پاییز، از دریا تا رود تا دشت و بیابان... هر چه را که تصور کنید. در بسیاری از کشورهای دنیا آرزویشان دیدن همین کویری است که ما داریم... یا داشتن و دیدن دماوند و رشته کوههایی است که ما داریم یا داشتن سواحل شمال و جنوب دریاهایی است که ما داریم با آن همه تنوع و زیبایی... لازم به توضیح بیشتر نیست. ماها در دانستن چیزی کم نداریم.

اما، رفتار ما در مقابل این طبیعت ارزشمند چگونه است؟ طبیعتی که سرمایه و دارایی امروز ماست و میراثی است که برای آیندگان باید امانتدارش باشیم. تنها چیزی که میتوان گفت این است که رفتار ما شرمآور و تاسف بار است!
بدرفتاری ما با طبیعت یکی دو تا نیست. برداشتها و سوء استفادههای بی حساب و کتاب و بی بازگشت، تخریب و آلودگی، عدم جایگزینی منابع طبیعی مصرف شده مانند مراتع و جنگل و نابود کردن گونههای گیاهی و جانوری و موارد دیگر... بسیاری از این موارد به سیاستها و برنامهریزیهای کلان دولتی بر میگردد که خود جای بحث و تشریح زیادی دارد. از این بخش قضیه فعلا میگذریم. من تنها می خواهم به بخشی از این موضوع بپردازم که بیشتر به خود ما مردم و نحوه رفتار تکتک ما برمیگردد و اتفاقا اکنون به یکی از مهمترین مشکلات طبیعت ایران هم تبدیل شده است. آلوده کردن طبیعت! نماهایی زوم شده از تصویر طبیعت زیبای عکس بالا را که جایی در حاشیه جاجرود را نشان میدهد ببینید. قبلا از نشان دادن این مناظر زشت عذر میخواهم. ولی تا زمانی که زشتی را مخفی کنیم، قادر به رفع آنها نخواهیم بود.


خیلی صریح بگویم، همه جای ایران را آشغال برداشته است!
پسماندهای پلاستیکی که فاجعه قرن است، بطریها و نایلونها، بازماندههای خوراکی و این ته سیگار، که از در و دیوار شهر و دشت و جنگل بالا میرود. هیچ جایی از این طبیعت زیبا و مظلوم در این کشور باقی نمانده است که شما بتوانید بدون مناظر چندش آور زبالههای پراکنده از آن واقعا لذت ببرید.

(برای دیدن عمق فاجعه روی عکس فوق کلیک کنید)
حاشیه جاجرود- بهار 87
جنگلها، پر است از بطریها و نایلونها و قوطیهای کنسروی که علاوه بر آلوده کردن محیط، باعث صدمه زدن به حیوانات هم میشود.
ساحل های دریا، یا در اشغال ارگانها و شرکتهای دولتی و غیر دولتی و یا اشخاص است یا از فرط آلودگی غیر قابل استفاده است. جالب است که صراحتا در قانون ذکر شده که هیچ کسی حق ندارد از حریم مشخص شده به لب دریا نزدیک تر شود، و هیچ استثنایی هم ندارد. اما مثل همیشه عمل به قانون در ایران، دقیقا خلاف قانون است. در شهر زیبایی مثل چالوس دیگر اصلا ساحل دریایی برای عموم باقی نمانده است، تنها چند متری هم که باقی مانده در اشغال آشغالها است! ساحلی به آن زیبایی تبدیل شده است به ساحلی حال به هم زن و متعفن.

(برای دیدن عمق فاجعه روی عکس فوق کلیک کنید)
ساحل نوشهر- تابستان 86- به زبالههای گسترده شده بر روی ساحل در عکس بزرگ دقت کنید.
نیازی به توضیح بیشتر وضعیت موجود نیست. مطمئنم همه ما بارها چنین مناظری را دیدهایم و بابت آن تاسف خوردهایم. همان طور که گفتم ما مشکلی در دانستن نداریم و همین است که گناه ما را چندین برابر میکند...

فقط برای مقایسه یک عکس از همین همسایه خودمان، امارات ببینید. یک ساحل توریستی بسیار شلوغ، در حاشیه یک منطقه مسکونی و اداری متراکم. از حفظ حریم 200-300 متری تاسیسات و ساختمانها و هتلها از لب دریا و آزاد بودن تمام ساحل دریا برای استفاده عموم و خیلی چیزهای دیگر هم می گذریم! تنها به تمیزی ساحل دقت کنید.
من نمی دانم اسم این مشکل را چه باید بنامیم!. مشکل فرهنگی؟ مشکل شعوری؟ مشکل عقلی؟؟ اسم این را چه میشود گذاشت؟ منظره ماشینی که در جاده ، شیشهاش را باز میکند و پوست میوه یا یک تکه زباله یا بطری نوشیدنیاش را به بیرون پرت میکند! کسی که سیگارش را میکشد و ته سیگارش را هر جا که شد در خیابان، جوی آب، باغچه...، واقعا هر جا که شد رها میکند!!! یا کسی که بعد از گذراندن یک روز خوب در طبیعت محیط اطراف نشستن خود را با انبوهی از آلودگی های مختلف رها میکند و با خیال راحت میرود!!! یا هزاران مصداق دیگر از رفتارهای ضد محیط زیستی ما... به اینها چه میتوان گفت؟ نمایش یک شعور خشکیده؟ یک عقل زائل؟ یا چه؟
من نمیدانم واقعا چه میتوان کرد، ولی باید کاری کرد. مشکل از حد تحمل و بیخیالی فراتر رفته است. طبیعت ایران واقعا در معرض نابودی است. من نمیدانم. فکر نمیکنم کسی که این کار را میکند اینجا بیاید و این نوشتهها را بخواند یا اگر بخواند با این یک حرف تاثیری بگیرد. اما فکر میکنم اگر همه ما که فکر میکنیم از این مساله رنج میبریم دست به دست هم دهیم و در هر جایی که دستمان میرسد بنویسیم و هر جایی که میتوانیم بگوییم، موثر خواهد بود. در هر روزنامه، وبلاگ، سایت، مجله، عکس، فیلم یا هر تریبونی که در اختیارمان است باید فریاد کنیم و دائمی فریاد کنیم تا بالاخره صدایمان به گوش کسی برسد. هر کسی به هر طریقی میتواند. ترا خدا در عکسهای طبیعت خود آشغالها را با فتوشاپ پاک نکنید. بگذارید زشتی آن چشم و روان هر بینندهای را بخراشد تا شاید به خود بیاییم. بالاخره هر کسی میتواند یک کاری کند، هر چند کوچک...
ما در یک غفلت همهجانبه فرو رفتهایم. دارد همه چیزمان مثل رفتارمان با طبیعت تبدیل میشود... بالاخره باید از جایی برای یک برگشت بزرگ شروع کرد...جدا آیندگان ما را نخواهند بخشید.
جناب شهبازی عزیز چند ده سال است که در رسانه های عمومی با اعتماد به نفس شعار داده می شود که ما با فرهنگ ترین مردم دنیا هستیم! و به نظر من این باعث اعتماد به نفس ، غرور و ... کاذب و عدم توجه به یادگیری در ما مردم ایران شده! و البته آموزش عمومی چندانی هم در این زمینه ها که شما می گویید وجود ندارد! نمی دانم عکس جنگل را در کجا گرفتید! اما همین صحنه ها را من در جاده ای بسیار پرت و فرعی و 2 ساعت فاصله از نزدیک ترین جاده آسفالت در جنگلهای شمال هم دیده ام .( رودی با حاشیه پوشیده از بطری نوشابه ) مثال زیاد است ... شقایق های دشت لار در فصل بهار روزی یکبار بطور کامل توسط مردم گردشگر درو می شوند ( عمر شقایق چیده شده نیم ساعت هم نیست) و البته این ضد فرهنگ قابل بسط دادن به سایر قسمتهای زندگی ما هم دیده میشود! بدترین و بی قانون ترین رانندگی در دنیا ( تحت اسم زرنگی ) در بین مردم ما از ژیان سوار تا X3 سوار دیده می شود. زنان و دختران در کشور ما بیشتر از خیلی از کشور های دنیا در معرض نگاههای زشت مردان قرار دارند و ...... ممنون از نوشته خوبتون.