۱۹ آبان ۱۳۸۷

night3.jpg


حتی وقتی چیزی دیده نمی‌شود، می‌تواند زیبایی‌های زیادی برای دیدن وجود داشته باشد. ندیدن دلیل بر نبودن نیست و آن چیزی که می‌بینیم تمام آنچه وجود دارد نیست! اصلا تا جایی که به درک و احساس بشری مربوط است، چیزی مطلق و قطعی نیست! چون درک و احساس بشری جامع و کامل نیست. چه طیف‌هایی از نور را که ما نمی‌بینیم، چه صداهایی را که نمی‌شنویم. چه امواجی را که درک نمی‌کنیم و هر کدام از اینها دارد جهان را به گونه‌ای متفاوت رنگ‌آمیزی می‌کند و هر کدام واقعیت‌هایی را نمایان می‌سازد که ما درکی از آن نداریم.

با همه این ناتوانی‌ها، من نمی‌فهمم چرا بعضی از ما، اینقدر ساده در مورد همه چیز اظهار نظر می‌کنیم؟! چرا اینقدر ندانسته نظرات قطعی کارشناسانه می‌دهیم؟! چرا در مورد هیچ موضوعی نمی‌توانیم "نمی‌دانم" بگوییم؟ چرا در مورد هیچ چیز خود را موظف به کشف حقیقت واقعی نمی‌دانیم و  اولین شنیده‌ای را که با میل درونی خودمان هماهنگ باشد به عنوان واقعیت می‌پذیریم و در دفاع و نشر آن هم کم نمی‌گذاریم! و هزار چرای دیگر...

برای رسیدن به بزرگراه پیشرفت، باید اول از کوره راه سطحی‌نگری، بی‌انصافی،  تنگ‌نظری و خودخواهی بیرون رفت. این دو راه هم جهت نیستند...

۱۵ آبان ۱۳۸۷

در زندگی خیلی مهم است که مسایل را از چه زاویه‌ و ارتفاعی نگاه کنیم.

هر چه زمینی‌تر به مسایل نگاه کنیم، مشکلات و موانع بزرگتر و راهها دورتر و دست‌نایافتنی‌تر به نظر می‌رسد و هر چه از بالاتر به جهان نگاه کنیم، همه چیز کم‌کم کوچکتر و سهل الوصول‌تر می‌نماید.

بهتر نیست کمی بالاتر برویم؟!

night1.jpg



night2.jpg

۰۶ آبان ۱۳۸۷

در بخش رفتار ما با طبیعت، گفتیم که ما بی هیچ وجه به فکر طبیعت و محیط زیستمان، که یک موهبت بزرگ و تکرار نشدنی الهی است نیستیم و این موضوع را تنها از جنبه آلوده کردن طبیعت بررسی کردیم. در این بخش به جنبه دیگری از این مشکل می‌پردازیم و آن دست‌یازی زیاده‌خواهان، رانت‌خواران و ثروت‌اندوزان جامعه (با حمایت حکومت یا با سوء استفاده از عدم اجرای قوانین) به منابع طبیعی و عرصه طبیعی ایران است.
سالها است که در خبرهای مختلف، اخبار تاسف‌بار تخریب مراتع، جنگل‌های طبیعی و مصنوعی، دشت‌ها، تالاب‌ها، ورود به عرصه رودها و ساحل‌ دریاها و سایر پدیده‌های طبیعی را برای ساختن شهرک‌های صنعتی و مسکونی، راه‌ها یا متل‌ها و مجتمع‌های تفریحی و خدماتی خصوصی و دولتی را می‌شنویم. متاسفانه این پدیده برای بیش از یک قرن است که در ایران جریان دارد و تنها تفاوتی که کرده، در هر دوره حکومتی، به نوعی دیگر و توسط افراد و سازمان‌های دیگری این تخریب انجام شده است، وگرنه شدت و وسعت آن همواره در حال افزایش بوده است.

emamzadeh_hashem.jpg

اکنون، در کمتر منطقه خوش آب و هوا و جنگلی، در کمتر ساحل قابل استفاده، در کمتر دشت و مرتع زیبایی می‌توان از منظره ناهمگون و بی‌تناسب ویلاها و مجتمع‌های تفریحی مختلف که ماشین‌های گران قیمت و سرنشینان متکبر در آن به رفت و آمد مشغولند، در امان بود. و تاسف‌بارتر این است که حداقل، در چنین مناطقی،  برا ی حفظ همان طبیعتی که انگیزه و هوس تصرف آن، این افراد را به آنجا کشانده است، هیچ اقدامی نمی‌شود و به وحشیانه‌ترین وجه کوه و دشت و جنگل و رود، تخریب و آلوده می‌شود تا مظاهر خودخواهی و خودنمایی این آدمها، ایجاد شود. البته در آخر کار دیگر طبیعتی برای لذت بردن از آن باقی نخواهد ماند!

chaloos2.jpg

در بیشتر سواحل دریاها، ویلاها تا لب ساحل پیش رفته‌اند و جالب است که شرکتها، نهادها و سازمانها و افراد خصوصی، با گستاخی تمام هر کدام بخشی از ساحل را حصار کشی کرده و در اختیار خود گرفته‌اند! ساحلی که طبق قانون تا چندصد متر جزو عرصه عمومی اجتماعی است و قابلیت ملکیت ندارد!

chaloos1.jpg

و در اندک فضای عمومی باقی مانده هم وضعیت به این شکل است!‍

* * * * *

حفاظت از محیط زیست را نمی‌توان تنها بر عهده یک سازمان، یک تشکل یا یک فرد گذاشت. این موضوع مساله‌ای است که باید تمام ما خود را نسبت به آن مسئول بدانیم و هر کدام به نوبه و در حد توان خود، برای آن تلاش کنیم. البته این به آن معنی نیست که سازمان‌ها و تشکیلات مرتبط وظیفهء سنگینی بر عهده ندارند. اتفاقا بیشترین گناه مشکلات گذشته و نیز بیشترین مسئولیت برای آینده، بر عهده این مراکز است تا اولا در مقابل زیاده  خواهان و تجاوزگران به محیط زیست ایستادگی کنند و ثانیا سعی کنند فرهنگ‌ دوستی با طبیعت و پاس داشت محیط زیست را به جامعه برگردانند. فرهنگی که در گذشته‌های دور در دین و آیین ما جاری بوده است.

رسیدن به وضعیتی مناسب و پایدار در مورد محیط زیست، نیاز به تلاشی همگانی دارد و همه ما باید به هر طریقی که می‌توانیم، با اطلاع رسانی، با جلوگیری از صدمات دیگران و مهمتر از همه، با شریک نشدن و اقدام نکردن به این تخریب از هر نوعی که باشد، تلاش کنیم.

۰۲ آبان ۱۳۸۷

slip.jpg

راه بس لغزنده و لیز است! 

شرایط لغزش انگیز است!

نه ماندن و

نه به پایین سر خوردن،

تنها باید بالا رفت.

شیب راه اما بسی تیز است!

صفحه 1 از 5
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی