۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۹

اول از اظهار لطف دوستانی که  از طریق ایمیل، نظرات وبلاگ یا حضوری برای انتشار کتاب تبریک گفته و اظهار لطف کرده‌اند تشکر می‌کنم.

جهت اطلاع دوستان عزیزی که سوال کرده بودند و می‌پرسند، به لطف دوست عزیزم علیرضا نیک‌نژاد امکان فروش آنلاین کتاب از طریق سایت عکاسی فراهم شده است.

علاقمندانی که امکان خرید کتاب را ندارند بخصوص در شهرستان‌ها می‌توانند به سادگی از طریق این لینک +  کتاب را خریداری کرده و با پست پیشتاز تحویل بگیرند. البته همانطور که در توضیحات بخش خرید نیز ذکر شده کتاب‌ها هفته‌ای دو بار روز‌های شنبه و سه شنبه پست می‌شوند. بنابر این با توجه به زمان سفارش بین 3 روز تا یک هفته طول می‌کشد تا کتاب‌ها تحویل شود.

۲۳ فروردين ۱۳۸۹

ایران یکی از کشور‌هایی است که بسیار زود و تقریبا در سالهای ابتدایی اختراع عکاسی، پذیرای هنر عکاسی شد و سالها است که عکاسی به عنوان یک رشته مستقل در دانشگاه‌ها و آموزشکده‌ها تدریس می‌شود. اما متاسفانه متون و کتب آموزشی در زمینه عکاسی، متناسب و درخور این قدمت و سابقه رشد نکرده و در زمینه تالیف و حتی ترجمه، نسبت به منابع موجود در دنیا، متون فارسی ناچیز است. بسیاری از کتبی نیز که سالها پیش به همت بزرگان و اساتید پیشکسوت عکاسی به نگارش درآمده، با توجه به سرعت رشد تکنولوژی عکاسی و تغییرات شگرف آن در 10 سال گذشته، امروز نیاز به بازنگری و تغییرات اساسی دارد. توجه به این نیاز و علاقه شخصی به هنر عکاسی و چند سال تجربه در زمینه ترجمه و تالیف مقالات مختلف عکاسی در سایت عکاسی و مهمتر از همه، پیگیری و اهتمام نشر محترم پشوتن، مرا به ترجمه این کتاب  که کمبود آن در متون فارسی احساس می‌شد ترغیب کرد. 


farsiBookCover.JPG

اکنون این کتاب در کیفیتی عالی به صورت تمام رنگی گلاسه در 167 صفحه در ابعاد 29 در 22 سانتیمتر با قیمت 11800 تومان توسط نشر پشوتن، ناشر تخصصی کتب هنری به چاپ رسیده است. نویسنده کتاب برایان پترسون است که در 30 سال گذشته عکاسی موفق بوده است و برای مشتریان مشهوری چون کداک، امریکن اکسپرس، UPS، فیلیپس و سی‌تی بانک کار کرده و جوایز بین‌المللی زیادی نیز دریافت کرده است. او یکی از ادیتورهای مجله Popular Photography است و بیش از 20 سال است که عکاسی را آموزش می‌دهد. سبک خاص آموزش او که عملی و کاربردی است، کارگاه‌های آموزشی و کتاب‌های او را به شهرت رسانده و کتاب‌های او در 20 سال گذشته هر سال از کتب پرفروش در زمینه عکاسی هستند.  اغلب او را بخاطر چهار کتاب مشهور و پرفروشش ، :"دانستنی‌های نورسنجی"، "دانستی‌های عکاسی دیجیتال"، "دید خلاقانه در عکاسی" و "فراتر از پرتره" می‌شناسند.


mainbookcover.JPG

کتاب حاضر، یکی از پرفروش‌ترین کتب برایان پیترسون به نام اصلی Learning to see creatively است که تا کنون به زبان‌های زیادی ترجمه و منتشر شده است. این کتاب در سال 2003 برای هماهنگی با پیشرفت‌های فنی و هنری جدید در زمینه عکاسی  کاملا بازنویسی و بروز شده است. از جمله در انتهای کتاب بخش‌های جدیدی برای عکاسی دیجیتال و ویرایش دیجیتال عکس‌ها  اضافه شده است.
پترسون در این کتاب با فرآیندی گام به گام و توصیفی که روشی مختص به خود اوست، به آموزش معیارها و روش‌های عکاسی خلاقانه می‌پردازد و ضمن بیان دقیق تعاریف هنری و فنی لازم، با زبانی خودمانی و داستان گونه که باعث جذابیت و کشش خواننده برای ادامه دادن مطالعه می‌شود، با نشان دادن عکس‌های فراوان به سادگی مطلب را به خواننده می‌رساند. نمایش عکس‌های مقایسه‌ای "قبل" و "بعد" از سوژه‌ها و نیز نمایش چند عکس از یک سوژه در زوایای دید مختلف و بحث بر روی دلیل انتخاب عکس اصلی به خواننده کمک می‌کند که به روشنی منظور نویسنده را دریابد.
پترسون کتاب خود را با این پرسش شروع می‌کند که: "همه ما که از نعمت بینایی برخورداریم می‌توانیم ببینیم، اما چرا کسی دقیقا در کنار ما می‌تواند چیز جالبی را ببیند، در حالی که ما تقریبا متوجه آن نمی‌شویم؟ ". پترسون عقیده دارد که: "عدم توانایی "دیدن"، احتمالا بزرگترین مشکلی است که هر عکاسی باید بر آن فایق آید." سپس اضافه می‌کند: "من هیچ قانون واقعی را نمی‌شناسم که کسی با رعایت آنها بتواند دیدن را یاد بگیرد. اما اصول و فنون بسیار زیادی را بلدم که به دیدن شما کمک می‌کنند. هدف این کتاب این است که نه تنها روش تشخیص یک فرصت عکاسی را به شما بیاموزد، بلکه روش‌های محافظه‌کارانه‌ای را که منجر به عکسهایی عادی و بی‌خاصیت می‌شود را نیز به چالش بکشد. بسیاری از مثالهای کتاب تصاویری دوتایی هستند که حالت قبل و بعد و همچنین ترکیب خوب و بهتر را به شما نشان می‌دهند. قطعا هدف این تصاویر این نبوده که ایده‌آل باشند، بلکه آنها فقط حاصل برداشت من از منظره‌ای خاص در یک لحظه خاص از زمان هستند."
پترسون با تجربه‌ای که در کلاس‌های آموزشی و حضوری آنلاین دارد، عقیده دارد که این کتاب، با استفاده از مثالهایی که تصورات شما را از بند آزاد می‌کند، ژرفای موضوع دید شخصی را – صرفنظر از تکنولوژی – مورد کاوش قرار خواهد داد. سپس می‌گوید: "وقتی ویرایش قبلی این کتاب را می نوشتم، در فکرم یک هدف داشتم: شکستن این طلسم که هنر تصویر سازی متعلق به اقلیتی برگزیده است. بر اساس پاسخ‌های مثبت و قاطعی که در کارگاه‌ها و کلاسهای آنلاین شنیده‌ام، و نیز در بسیاری از نامه‌ها و ایمیل‌ها دریافت کرده‌ام، احساس می کنم که به هدفم رسیده‌ام".


Bryan_peterson_small.JPG

کتاب "دید خلاقانه در عکاسی" در 6 فصل با عناوین:دید خود را توسعه دهید.؛ اجزاء دیزاین (خط، شکل ،فرم ،بافت، الگو، رنگ)؛ ترکیب‌بندی؛ جادوی نور؛ عکاسی دیجیتال و ملاحظات شغلی تدوین شده است. پترسون درانتهای مقدمه کتاب که خود بسیار آموزنده است می‌نویسد: " مطالب بسیار زیادی در این کتاب است که نشان می‌دهد یک تصویر سازی موفق، چگونه، در کجا و چرا انجام می‌شود. این یک کتاب در مورد ایده‌ها است، ایده‌هایی که در ذهن تمام ما جریان خواهد یافت. هدف من این است که به شما در کسب این آگاهی کمک کنم که کجا ماهی بگیرید، چگونه جرات تور انداختن را بدست آورید و قدرت بالا کشیدن صید و چیدن محصول این ایده‌ها را داشته باشید. "
در ترجمه کتاب سعی کرده‌ام نهایت امانتداری نسبت به لحن و مطالب کتاب را داشته باشم. چون شیوه نگارش پترسون، خود از جذابیت‌های این کتاب است و حیفم آمد خواننده فارسی زبان شیرینی شیوه متن اصلی را درک نکند. به همین دلیل شاید در بعضی موارد لحن گفتار به لحاظ ادبی با شیوه نگارش رسمی فارسی همخوان نباشد، اما فکر می‌کنم جذابیت داشته باشد، در ضمن این که سعی شده است روانی و شیوایی مطلب حفظ شود. ویراستار محترم کتاب سرکار خانم مهسا ذوالریاستین نیز در همین راستا نهایت تلاش خود را بکار گرفته و ضمن امانتداری نسبت به شیوه نگارش در موارد بسیاری از لحاظ رسم الخط یا دستور زبان و نیز بعضا اصطلاحات فنی اصلاحات بسیار مفیدی را بر متن اعمال کرده‌اند که جای تشکر دارد. در انتشار کتاب، نشر محترم پشوتن و هنر پارسیان نهایت دقت و تلاش خود را در ارایه کاری با کیفیت و در خور خوانندگان عزیز بکار برده‌ و انصافا هم موفق بوده‌اند که از آنان نیز تشکر می‌کنم. هم اکنون کتاب در فروشگاه‌های معتبر کتاب در تهران توزیع شده است و تا هفته دیگر در شهرستان‌ها نیز قابل تهیه خواهد بود. ضمنا با لطف دوست گرامی "علیرضا نیک‌نژاد" که در امور فرهنگی همواره کوشا و موفق بوده‌اند، سیستم فروش آنلاین کتاب در سایت عکاسی نیز پیش بینی شده و در یکی دو روز آینده امکان خرید برای علاقمندان و دریافت کتاب از طریق پیک یا پست فراهم خواهد شد.
قطعا هیچ کاری بدون عیب نیست و با وجود حداقل 15 سال تجربه در زمینه ترجمه، مطمئنم که باز مشکلاتی در کار وجود دارد. لذا از خوانندگان عزیز کتاب تقاضا می‌کنم نظرات و پیشنهادات خود در مورد کتاب را از طریق ایمیل بنده که در ذیل مقدمه مترجم درج شده به اطلاع برسانند تا به امید خدا در چاپ‌های بعد و کارهای بعدی که در دست انجام است مورد استفاده قرار گیرد.
این معرفی را با پاراگراف آخر مقدمه پترسون تمام می کنم: "بیش از هر چیز، سعی کنید از مطالب کتاب لذت ببرید و ذهن خود را با این پیش فرض پرنکنید که "باید کار را دقیق انجام دهم". طی این سالها اگر تنها یک چیز باشد که از شاگردان و دوستانم آموخته‌ باشم، این است که هیچ فرمول و دستورالعملی در حرفه تصویرسازی وجود ندارد. در این حرفه، همه چیز به مشاهده و فکر مربوط است. همانطور که هنری دیوید توریو (Henry David Thoreau) گفت:" مساله این نیست که به چه چیزی نگاه می‌کنید، بلکه این است که چه می‌بینید".

۱۱ آبان ۱۳۸۸
در مطلب قبلی با توصیفی تهاجمی! گفته شد که هر کس دوربینی و تجهیزاتی هر چند حرفه‌ای داشته باشد، و گاه و بیگاه یا به کرات شاتری بفشارد را نمی‌توان عکاس و حاصل کارش را عکس "واقعی" نامید و نهایتا این سوال مطرح شد که برای رسیدن به "کمال" و رهایی از اسارت در روزمرگی و تکرار در این هنر باید چکار کرد. برای ورود به این مبحث فکر می‌کنم قبل از هر چیز باید تعریف خودم را از مقولاتی مقل عکس و عکاس "واقعی" بیان کنم. بعد از این تعریف می‌توانیم بر اساس مشخصاتی که برای عکس و عکاس در نظرمان هست، به دنبال راه‌های رسیدن به این مشخصات و تقویت این توانایی‌ها بگردیم.
منظور از "عکس واقعی" تصویری است اطلاع‌رسان، که دنیا را (منظورم هر آنچه که در این جهان بروز و ظهور دارد، از موجودات تا فعالیت‌ها، اتفاقات، مفاهیم، عقاید و ...) از "دریچه دید" عکاس به دیگران نشان می‌دهد. منظور از اطلاع رسان، عکسی است که دربردارنده اطلاعات است و از دیدن آن، مفاهیم یا اطلاعاتی به عنوان "داده‌های معنی‌دار و ارزشمند" به بیننده منتقل شود. ضمنا منظور از تاکید بر گذر تصویر از "دریچه دید" عکاس، مشخصه‌ای است که عکسی را که یک انسان در کسوت "عکاس" گرفته، از عکسی که یک روبات می‌گیرد، متمایز می‌کند، به عکس‌های هر نفر بخاطر شخصیت و هویت منحصر به فردش، شخصیت و هویتی مستقل و قابل تمایز می‌دهد، حاوی سحری درونی است که بیننده را جادو می‌کند و چشم و ذهنش را درگیر خود می‌کند، واقعیتی را می‌نمایاند که دیدنش با چشم معمولی برای همه امکان پذیر نبوده است و در واقع، دنیا را آنطور که عکاس می‌بیند، تفسیر کرده و به شما نشان می‌دهد تا از این طریق حس و درک مشترکی در شما ایجاد کند.
"عکس" مورد نظر ما در اینجا، چیزی فراتر از آرایش خاص پیکسل‌های سنسور یا ذارت حساس روی فیلم در کنار هم است که تصویر را تشکیل می‌دهد. چیزی فراتر از المان‌های تکنیکی طیف و شدت نور و کنتراست و اشباع و ... است. "عکس"، زبانی گویا است، یک فریاد بلند است، یک واقعیت عریان یا راز فاش شده است، تحلیل نبوغ‌آمیز یک مساله دشوار است، شرحی هنرمندانه بر حقیقت و واقعیت زندگی است، نگاهی تازه به منظری کهنه است، و ... خلاصه چیزی بیشتر از این سطح دو بعدی تصویر.
و "عکاس" مورد نظر ما، خالق این شگفتی است. که بدون نیت دکمه شاتر را نفشرده. عکسش را جلوتر در ذهنش دیده و آگاهانه می‌دانسته که از این عکس چه هدفی داشته است. بدون فکر و هدف، دوربین را به سمتی نشانه نرفته است. داستان عکسش را از قبل بارها در ذهنش بازنویسی و ویراسته و پرداخته کرده و لحظه فشار دکمه شاتر، برایش مثل فشار دکمه "انتشار" داستانش در سراسر جهان است. "عکاس" کسی است که می‌داند چه می‌خواهد. نه این که بعد از گرفتن عکسش، به دنبال داستانبافی و هویت‌بخشی به عکسش باشد.
با چنین تعریفی از "عکس" و "عکاس"، تکلیف ما در این بحث مشخص می‌شود. کاملا مشخص است که در اینجا هدف ما نفی ضرورت یا اهمیت انواع عکاسی غیر جدی مثل دسته عکس‌های خانوادگی، رسمی، یادگاری یا توریستی و از این دست نیست. این نوع عکس‌ها در کاربرد خودشان برای همه ما مهم، لازم و جذابند و موفقیت در آنها هم نیاز به مهارت و تکنیک خاص خود را دارد. اما برای موفقیت در این نوع عکس‌ها تنها کسب تجربه و تکنیک با صرف زمان و دقت لازم کافی است و با رعایت یک سری اصول مشخص و تمرین، کافی است تا بتوانید عکسی عالی بگیرید. اما برای "عکسی" با تعاریفی که در ابتدا ذکر کردیم، تکنیک و ابزار تنها بخش کوچکی از کل فرآیند خلق عکس است و مهمتر از آنها، مفاهیم و زیر ساخت‌های فکری و منطقی و روند پیچیده‌ای است که باعث بروز آن عکس و در واقع جوشش آن اثر از درون هنرمند شده است. البته در دنیای هنر عکاسی، همه عکاسان می‌کوشند و تلاش می‌کنند که خود را به این سطح از تعالی برسانند و به خالق چنین آثاری تبدیل کنند، و صد البته که اکثریت توفیق اندکی می‌یابند و تعداد کسانی که تنها "تصور" می‌کنند این گوهر قیمتی را کشف کرده‌اند، بسیار بیشتر از دارندگان آن است!!
در ادامه بحث‌ها، سعی خواهیم کرد بحث را به صورت کاربردی‌تری پیش ببریم و سعی کنیم، با قالب‌بندی مبانی ارزشی و فکری مورد نظرمان برای تعریف خاصی که از "عکس و عکاسی" داریم، راه‌های رسیدن به آن و آفات و مشکلات موجود در سر راه را بررسی کنیم.
با توجه به این که این سلسله نوشتار، حاصل تفکرات و مطالعاتی است که موازی با انتشار مطالب به مرور آنها را به نگارش در می‌آورم، ممکن است در روند منطقی مطالب یا جامعیت دچار مشکل باشد که امیدوارم سروران عزیزم، با ارایه نظرات تکمیل کننده خود، این نقاط ضعف را جبران کنند.

۰۵ آبان ۱۳۸۸

قبل از هر چیز باید بگویم که در این بحث، به آنها که از امکانات عادی دوربین‌شان هم نمی‌توانند استفاده کنند و ادعایی هم مبنی بر "عکاس بودن" ندارند کاری نداریم، بلکه روی سخن با کسانی است که خود را در هاله‌ای از هنر شناور می‌دانند!
برای بعضی "شیفتگان عکاسی"، عکاسی در واقع یک بازی شیک و مدرن است! یک سرگرمی، کاری بدون دغدغه و فکر، از سر بی‌حوصلگی یا پول زیادی یا برای گذران وقت از نوع مفید! و حاصل این بازی، انبوهی از عکس‌هایی "فوری" است  که ناخودآگاه به وجود آمده‌اند و بیشتر نمایانگر توانایی‌ها و امکانات دوربین‌اند تا حاصل فکر و اندیشه و خلاقیت عکاس، خالی از هر گونه اطلاعات مفید، و عاری از خلاقیت و کاری نو.
"دوربین از مالکش که به دام او افتاده، می‌خواهد که بی وقفه عکس‌های فوری بگیرد و تصاویری هر چه بیهوده‌تر تولید کند. این -عکس شیدایی- که در برگیرنده تکرار دایمی یک چیز است، تا جایی پیش می‌رود که عکاس غیر حرفه‌ای بدون دوربینش احساس نابینایی می‌کند و این شروع اعتیاد است. عکاس غیر حرفه‌ای در این حالت فقط از طریق دوربین و بر اساس مقولات عکاسی می‌تواند به جهان بنگرد." [1]
نتیجه چنین رویکردی، یکی عکس‌هایی است بی‌فایده و بی‌ارزش که فقط به درد آرشیو انبوه، سردرگم و تودرتوی همان عکاس می‌خورد و بعد از انتقال به کامپیوتر و بازدید اولیه، شاید دیگر هیچگاه از جای خود بیرون نیاید، دیده نشود یا اصلا دیگر یافته نشود و دیگر و بدتر، "عکاسی" است "توهم‌زده" که در عین پوچی و درونی تهی، خود را درّی غلطیده بر دامن دهر می‌پندارد که هنر از هر عکس او فوران می‌کند و خود را مستغنی از هر نقد، مطالعه یا بازنگری می‌داند و هر منتقدی را که بر عکس‌اش خرده بگیرد، به بی‌هنری و بی ذوقی متهم می‌کند و چون دانش و منطقی برای پاسخ‌گویی علمی و هنری به نقد عکس‌اش ندارد، با به میان کشیدن بحث‌های شخصیتی، سعی می‌کند که منتقدش را بر سرجای خود بنشاند. هر چند، شاید این نوشتار را کمی تلخ و گزنده بدانید، اما همه ما بارها نمونه‌های این رفتار‌ها را دیده‌ایم و با آن برخورد داشته‌ایم.
از توصیف که بگذریم، این سوال پیش می‌آید که راه چاره چیست که در این بیراهه نیافتیم و به تعالی هنر و غنای اثر دست پیدا کنیم؟ در سلسله نوشتاری که سعی خواهم کرد به مرور آن را تکمیل کنم، تعمق بیشتری بر این موضوع خواهیم داشت و سعی می‌کنم اساس نوشته‌ها را، از نظرات و نوشته‌های بزرگان گردآوری کنم تا پختگی، اعتبار و تاثیر بیشتری داشته باشد. از نظرات و تجربیات ارزشمند شما عزیزان نیز حتما در نوشته‌ها بهره خواهم برد، بنابر این از نگارش نظر خود دریغ نفرمایید.

[1]- فلسفه عکاسی- ویلم فلوسر- ترجمه پوپک بایرامی - 1386

صفحه 1 از 8
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی